پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه نیشک neyšk دندان نیش تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیله یا نیلی آبی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیم nim عرشه کوچک‌تر در عقب قایق، قسمت انتهایی لنج که «کِون» در آن قرار دارد، دوطبقه می‌کنند به طبقه پایین آن «نیم» می‌گویند که محل استراحت کارکنان و مسافران و همچنین درامان‌ماندن آن‌ها… تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیم پاتِلون شرت هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته پوشاک نیم پاتولون Nimpatolon شلوارک، شلوار کوتاه «نیم پاتولون گرم نیست» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیمروی nimruy نیم‌مروارید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیم‌سر نوعی سردرد هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیمشک nimošk کره، کرهٔ حیوانی، نوعی روغن بدبو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه نیَن نان هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نِینزو neinzō عدس تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه نینِی nine.y نوزاد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه وَ یا وی خودت هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه وُ پَس اَ تات vo pas a tât برمی‌گردد تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وا vâ با، به‌وسیلهٔ، به «vâ mâ zendagi bokun» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه وا ما زندگی بکن vā mā zendegī bokun با ما زندگی کن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وا ماشت به هوش باش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واخاکن vâxâken مانند خاک‌شده، شکست‌خورده تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه واخیر vaa xeyr به خیر تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واده vāda; veyda الآن تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه واذتر vāttar بازتر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه وار نقش، فضای خالی لایهٔ دوم برقع تأییدشده · ۱ منبع جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه واردن vārden آوردن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وازرندن vāzerond-en تازه کردن روی زخم تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه واس wās سنگ آسیاب تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه واستن vāsten خواستن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واسُسو vâ-soss-o برداشتن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه واکِردن vā-kerden گشودن تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه واکُشتو vakošt-o خاموش کردن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه واکشیدن vākesiden نوشیدن تأییدشده · ۲ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه واکل vakel همراه، دنبال در حال بررسی بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.