پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه واگتن vāgeten برداشتن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه واگُش vâgoš بازکن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وامُشتن vāmoŝten روفتن تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه واهِنت vāhent خواستن (گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه وای مه با من، من دارم هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه وایسادو vay-sad-o ایستادن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وخ wox (او) آمد تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه وخت سرد و سرما کسی ناگوت مغ ما، وخت کنگ و هارما همه کس اگوت مغ ما Vaxte sard ô sarma kasi nagut môγe ma vaxte kang ô harma hama kas agut m ôγe ma کنایه از کسانی که در سختی همراه نیستند و در آسایش حاضرند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وختی vaxtee وقتی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وختی نماز مَکه ملا بونگیدادا vaxti nemâz make mollâ bongidadâ وقتی نماز می‌خواندم، ملا اذان را گفته بود «vaxti nemâz make mollâ bongidadâ» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وَد væd بزرگ، مثل، مانند تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ودو نوعی تزیین شلوار (دست‌دوز) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِدو هِکّو vedo hekko بیست و یک (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ودویی vaduyi نوعی تزیین شلوار (گلدوزی) تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِرِت været داماد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ورجیه varjiye قایقی شبیه به شاشه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ورخ verx گرگ تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه ورطه varta مسیر، روال تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ورگ værg برگ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وَرگشتن var-gaŝten برگشتن تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه وره værræ لنج مسافربری که بین دو بندر یا دو جزیره رفت‌وآمد می‌کند، که ممکن است برای تکمیل بار یا مسافر چند روزی در… تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وز vezz اسبماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه وَزِه væze عروس تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه وَزیری væziri صبح تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه وُستادا vustâd-â ایستاده بود تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وستادن vustāden ایستادن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وسیله væsile نام عمومی برای شناور تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه وقت گرده چهمون کچلو پرده درده، وقت کار و بارن کچلو سر کنارن vakte qerda čehmone kačalov parda derda / vakte kār -o- bāren kačalov sare konāren آدم تن‌پرور و آسایش‌طلب هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وکیل vækil نماینده ناخدا در لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِل vel محبوب تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.