پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه ولبت یا ولیت نوجوانی که برای جاشو شدن روی لنج کار را شروع می‌کند، نوجوان تازه‌کار جاشو روی لنج هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولک بکو یا ولک بُکُ رها کن هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ولم Walm خوب، درست، عالی و دلخواه «ولم هستی؟» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولمه باد خوب که از طرف «دوم» یا پشت قایق می‌وزد هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه ولو سرگردان، بیکار، پخش و پلا هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولید voleyd نوجوانانی که در قدیم در لنج در خدمت ناخدا بودند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ونج venč جرثقیل کوچک برقی که برای بالا‌کشیدن بار استفاده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ونچ venč کشندة برقی که در شناورها برای کشیدن تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه ووشار vušar ساختن لنج نو یا تعمیر و بازسازی لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا ووغار Wughar جزر، پایین رفتن آب دریا، جزر آب دریا «ووغار شروع شد» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ووکت Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر «ووکت کردن برای کاری» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وَوِنگ vaveŋ ببند تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وه wæ با «wæ muter» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِهتو vehtu نشست (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت وهر Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان «وهر گذاشت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وهلیل vahlil بدراه تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه ویاچاف radiyo / bi-sim / vi-eč-ef دستگاه رادیویی برای برقراری ارتباط کلامی با سایر شناورها یا تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه ویحالمحار veyhalmahhār صورت صدف تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ویر vir سطح آزاد و خشک بالای آبخور لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه وِیسَذَه veysaða ایستاده است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ویلیس تلگراف هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وییو viyo رفت (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه هُ hᴐ آن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ها ha هست تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هابل پسربچه یا دختری که در شب حنای سوم کنار عروس یا داماد می‌نشیند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاتون hɑtūn بانو تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادا hādā بده «bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاده بده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادیه hādeye بدهید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه هارد hārd آرد تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.