واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
بنکونک
bon-konak گوشت باسن، نشیمنگاه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنگر
آبگیر طبیعی در کوهستان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنگری
bangeri النگو، نوعی النگو
«to vâ o hama bangeri / o hama ašrafi ruy e sinat»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنگری کارگی
bangeri kârgi النگوی پهن و قبهدار که تنها در یک دست میپوشند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنگله
ساختمان ویلایی باغدار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنگلی
دستبند، النگو
هنوز بررسی نشده لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بو
bu به، نخل
«bu mu»
تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوتستن
butesten توانستن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُوج
ابر، اسفنج
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوجنی
bujeni مارماهی پوزهکند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
بوچیر
Buchir گنجشک، پرنده کوچک
«بوچیر توی شاخ نشسته»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوخَش
گیاهی خوشبو
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوخشی
boxaši سفرهٔ نذری برای جن و پری (تنقلات و خرما و ماهی خشک)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بودن
büd-en شدن، بودن
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوده
شده
«هو گرم بوده؟»
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوذانو
buδānu کوسهماهی لبهسیاه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بورگ
borg ابرو
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوروَد
burwad فرار کرد
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُوَرینی
شکستن
تأییدشده · ۱ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوسلامه
bosalāme / Bouslameh یا بوسلمه موجود زشت دریایی با چنگال تیز که شبها در ساحل ظاهر میشود
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوش
buš / puš (dadæn/kærdæn) هل دادن شناور توسط شناور دیگر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوک
bocû کیف پول
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوکه
buke مروارید ریز
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
بولت
Bult وزنه ماهیگیری، سنگتشت
«بولت تور را به پایین میکشد.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بولو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوم
bum نوعی قایق، نوعی کشتی (موتور) بزرگ پرظرفیت، نوعی لنج بزرگ و تقریبا مدور که مخصوص باربری است
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوم نه هو نکردن
Bum-na-how-nakerden بوم (کشتی) را به آب میاندازد
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بومریوم
نام یکی از بادهای زار که کمتوقع است و به خیزرانی کوچک بسنده میکند، نام یکی از زارهای کمتوقع
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بون
bun با
«bun tapper ʔa-berr-in=eš»
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بونگ
bōng یا بنگ اذان، بانگ
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
