واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
تراف
teraf طول موج، ق وت دریا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترال
teral روشی برای صید که در آن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترتری
tærtæri نوعی قایق موتوری که صدای«ترتر»، tærـtær، تولید میکند
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُرسِدو
torsed-o ترسیدن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترسگ
teresag نوعی ترهٔ وحشی با گلهای قرمز و ارغوانی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترسیدش
tursid-iš ترسید
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترشک
torošak نوعی سبزی ترشمزه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
ترکیدن
Tarkidan خورده، خورده شدن، تخریب
«لباس ترکید»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترگزک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترم
term/tærm چوبی است که هنگام ساخت یا تعمیر لنج زیر «بیست» قرار میدهند تا لنج کاملا از زمین جدا شود، چوبهای استوانهای زیر لنج برای حرکت آن به سمت دریا
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُرُمب
toromb تنهٔ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترنجک زدن
روی دو پا به بالا پریدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
ترنک
Tarank بی معرفت، فضول
«ترنک رفتار»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَرو
tær-o ستاره
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترو کردن طناب
terow kærdæn-e tænab پرتاب کردن طناب از شناور به سمت اسکله برای بستن آن به پیته
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تری کردن
terey kærdæn حرکت لنج به منظور آزمایش موتور پس از تعمیر آن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تریج
terij لبه لنج، آخرین تخته بالای دیوار لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تریی
tere:i حرکت آزمایشی لنج یا قایق پس از تعمیر و بازسازی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَزَنِن
tazanen میزنندت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تس
tos باد بیصدایی که از انسان خارج می شود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تسندن
tosond-en خفه کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تش
آتش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تش باد
باد گرم موسمی تابستان (خرداد تا تیر) در فین
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَشا
میتوانی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تشاله
tešalæ نوعی قایق، نوعی قایق که بار را بین اسکله و گمرک جابهجا میکند، نوعی کشتی بادبانی بزرگ
تأییدشده · ۴ منبع قشمیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تشی شوگرد
shogard جانوری که بدنش پر از میخ است (در افسانه، نجارِ مسخشده)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تعان
بار سنگینی که برای تعادل قایق در کف آن پر میکنند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تعریف مکو ای خالو سلونی همه پوچ و پلاچ و استخونی
tarif mako eyi xâlo saloni hama poč -o- palač -o- ostoxoni نباید بیجهت از کسانی تعریف کرد که ارزش ندارند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تِعَمبار
teambār توی انبار
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تغ
tagh برگ بلند نخل، شاخه نخل (سعف)، شاخهٔ درخت خرما
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
