پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه تغت taγot بخش کلفت شاخهٔ خرما که به کنده وصل است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تغله taγala شاخهٔ بلند درخت نخل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تفاح سیب هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفاق دریا به کوه اکهت، تفاق کوه به دریا ناکهت Tefake-derya-be-kuh-akahet-tefake-kuh-be-derya-nakahet سروکار دریا به کوه می‌افتد ولی کوه به دریا نه تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه تفتوک taftok یا تفتکوک قسمت انتهایی ساقهٔ درخت خرما (بافت سبک)، ته کلفت شاخه نخل که به تنه وصل است، قسمت انتهایی لت که به ساقه می‌ماند و مانند نردبان برای بالا رفتن از نخل به کار می‌رود تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفته tofte آب دهان، تف تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفر tæfær قسمت عقب لنج را گویند، قسمت عقب لنج تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تَفرَه لنگ هندی که بیمار در مجلس باد بانیان به خود می‌بندد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تفصیل tafṣil بریدن پارچه برای خیاطی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفکه tofka آب دهان شخص مقدس تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفّو toffu یا التفاح، توفوه سیب تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته بدن تک Tak یا تکل شکم، حصیر برگ نخل، حصیر «تک درد می‌کنه» تأییدشده · ۱۴ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل تک تاب Tak Taab یک‌پایه «تک تاب نشستن» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه تک زرد tek zard نوعی زنبور زرد، لقب افراد زردچهره و مریض‌احوال تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تک گوش tak guš کودک‌ترسان با گوش‌هایی بزرگ شبیه تک (حصیر) تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَک و پَرتَک حصیر هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته جانوران تکتکو tek teku یا تک تکو نوعی حشرهٔ صداساز که کودکان با آن بازی می‌کردند، نوعی سوسک، سوسک تکتکو «تکتکو صدا» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تکتلو tektelow یا تک تلو شکمگنده، شکم‌گنده و پرخور تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَکِردَه takerda می‌کردی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تک‌سر tak-sar پیشانی‌سفید (گاو) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه تکشم tekəšum بکارم «ʔešmə rafti mur tekəši» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تِک‌گِرذ teggerð̘ شکم گنده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تکل‌گوش takel-ğuš موجود گوش‌بزرگ که بچه‌های نافرمان را با خود می‌برد تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَگُم بُدو واکِل می‌گویم بیا همراهم تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تل تر هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تل دادن tal dāden پاره کردن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تل گوش tel-e guš لالۀ گوش تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلا لطفاً هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلال نوعی ماهی، ساردین تأییدشده · ۲ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلباس tælbas هنگامی که لنج بالاتر از دیواره‌هایش کالا حمل می‌کند، برای جلوگیری از نفوذ آب، دیواره‌‌ای برزنتی به دور… تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.