پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه تلبال tælbal نوعی برزنت ضخیم که برای محافظت بار از آب و رطوبت مورد استفاده قرار می‌‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلبیس tælbis تخته‌ای ضخیم که «سور»، sovær، بر روی آن قرار می‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلقین حجت hojjat تلقین پس از خاکسپاری (سومین تلقین) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلندن talon-d-en پاره کردن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت تلو Telu بزرگ، طویل، بزرگ از نظر حجم «تلو قامتی دارد.» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوت نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، آهو ماهي در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوس نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوک نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلونرگت telownargat افرادی که از لحاظ جسمی قوی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تله له telala مخنث تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تماته گوجه‌فرنگی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تماشا temáŝá نواختن نوازندگان در زیارتگاه هنگام حمام داماد، دعوت کردن، نظر کردن تأییدشده · ۲ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمب کوه، تپه ماسه‌ای، تپه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمباک تنباکو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبانو نام چاهی نزدیک میناب که آبش را خنک‌تر و گواراتر از همه می‌دانستند هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبولک tambolak جن مسلمان و مؤمن که از باغ نگهبانی می‌کند، موجود کوتاه‌قد آشتی‌پذیر کنار مزارع، جن مسلمان نگهبان باغ تأییدشده · ۲ منبع هرمزیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبوه tombove چوبهای حایل که در اطراف لنج قرار می‌دهند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تمپ تپه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمر tamr درختی هندی با میوهٔ کال سبز و ترش، تمر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت تمرگیدی Tamargidi خوابیدی «تمرگیدی خوابه» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه تُنب تپه هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنبان tonbân شلوار زنانه با پاچهٔ تنگ و تزیینات تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنبن شلوار زنانهٔ بندری تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته جانوران تنبولک Tanbolak میمون، بچه بازیگوش «تنبولک در جنگل» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنبوله tanbule مروارید مخروطی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت تنک Tank کم «تنک آب» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل تنکه Tanka آهن ماهی‌پزی، آهن برای پخت ماهی «تنکه ماهی» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تَنگِن tangen تنگ است تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنگوروک tanguruk دانه‌های ریز خرما که در نخستین روزهای باروری روی تارهای خوشه ظاهر می‌شوند تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تنی tani مروارید سفید مایل به زرد تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.