پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه جلوک jolook گهواره هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوکش شتر تربیت‌شدهٔ جلوی قافله هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته پوشاک جلویر Jalvir دستمال «جلویر تمیز» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه جم jam نوعی میوه بومی گرمسیری، درختی با میوهٔ آلبالویی‌رنگ که در شرایط مناسب تنومند می‌شود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمباز شتر چهارساله و تندرو هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمجام کالر تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمول Jamūl دوقلو «جمول هستند.» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک جمه jema پیراهن، لباس، مکانی در کنار دکل لنج که آب‌های نفوذی از دریا در آن‌جا جمع می‌شوند «جُمه سفید» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته بدن جن Jan جان، بدن «جن خوبه» در حال بررسی بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جن داد jondad تقلا، دست و پا زدن، تقلا کردن تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جن شور jon shoor حمام داخل خانه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جندار ژاندارم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جنطه dʒəntah یا چنته چمدان، کیف تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جنغ ویار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت جنن Jannan خوشگل «دختر جنن است» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه جوا پایان بهار و آغاز گرما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوال اوشن jovāl-owšen جوال پر از آویشن، لولوی کیسه‌ای که بچه‌ها را می‌بلعد، کیسهٔ بزرگ آویشن که بچه‌ها را می‌بلعد «بخووین که شو نشهرن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوال گندم javale gandom کیسهٔ سیاه پشمی پر از گندم که در تاریکی صدا تولید می‌کند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوت jōt خورد (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته پوشاک جوتی Jūti کفش، پاپوش «جوتی‌های قدیم را رها کردم.» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته جانوران جوجو Juju شتر «جوجو بزرگ» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه جور نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوزکی jūzakey گونه‌ای نخل میان‌رس و نادر با خارک زردرنگ که از آن کنگ جوش تهیه می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه جوشک Joshk یا بنجیر، در گنجشک، حلقه‌های طنابی که بادبان را به پروند وصل می‌کند، در تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیلاری +۲ هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل جوغ Jogh یوغ گاو، چوب شخم برای گاو «جوغ گاو» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل جوغن jooghan هاون، هاون کوبی «جوغن ببدام» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جولم مقوا (ماهی)، مقوا تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوله dʒula پیک‌نیک مسافرتی کوچک تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جولی juli مستراحِ لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوم jum جام، کاسه تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.