واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
جیون
jivan نوعی مروارید غلتان و درشت و درجهیک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چا لووِ دریا اشکنده
Ca-lowe-derya-eskande چاه لب دریا کنده است
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاچولباز
čâčülbz حقهباز
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاخ
čāx چاق، فربه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چادر بندری
چادر رنگی با طرحهای گوناگون
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاشت
čâšt ناهار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاک
ساز ضربی از دو صفحهٔ چوبی که بیشتر زنان گروهی مینوازند
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکلیت
čāglit شکلات
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکه
دست زدن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاکیدن
čākīden در هوا گرفتن، مطلبی را گرفتن و درک کردن، فهمیدن
«to bekard me ačākom.»
تأییدشده · ۲ منبع رودانیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چالو
čalu روشنکردن موتورلنج یا قایق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چانوندن
čānonden علوفه در دهان شتر نهادن
«dūš yak sāat oštoroxo omčānond.»
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاوتنی؟
چطوری؟، حالت چطوره؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاویه
čaviye میلههای بلندی که به کمک پیچهایی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چبانی
čæbbani نام چوبی است که در ساخت لنج به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
چپاندن
Chapandan پرت کردن
«چپاندن دور»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
چَپَت
Chapat دمپایی، به جان کسی افتادن، چیزی بر جان ما بیفتد
«چَپَت پا»
تأییدشده · ۳ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چپتو
čæptow نوعی تخته است که در درون لنج بر روی «بیست» قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
چپلی
Chapali دمپایی، صندل، کفش سبک
«چپلی برای تابستان خوبه»
تأییدشده · ۳ منبع پارسیانیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چپونی
اجرای موسیقی تند با دهل و کسر در پایان عروسی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چتوکا
چهطور
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چحم
chehm چشم
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چخوخ
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
فعل و کار
چخیدن
Chakhidan رقصیدن
«تو جشن چخید»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِد اِش
Ched esh رفتی
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِد اِم
Ched em رفتم، رفتیم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِد اِن
Ched en رفتند
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِد ای
Ched ee رفتید
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چَدَر
chadar ملافه
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چُدَک
مارمولک
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
