واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
چِدُم
یا رفتُم رفتم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا
čæra مکان گود و پایین نسبت به جاهای دیگر «خور» که ماهی بیشتری هم در آن وجود دارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا اِندهِ کَر کِردُش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا مِندهِ اَکُرداش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرا مِهنهِ اَکِرداش
چرا این کار را میکنید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغ پاساج
čeraγ-e pasaž / čeraγ-e pasaǰ چراغهای اطراف کشتی یا شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغ راه
čeraγ-e rah چراغهای اصلی شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چراغع لم
čeraγ-e dom / čeraγ-e ælæm چراغ پاشنه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چربن
čærbon حالتی از دریاست که آرام و بدون موج است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
چرت
Cheret جیرجیرک، لقب کسی که زیاد حرف میزند
«چرت زیر پاها رفت»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرتا
čərta چهار تا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرخ
فرمان گرد و دستهدار برای هدایت قایق
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چَرخَک
قرقره، نخ خیاطی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرخه
dowre / gerde / čærxe چرخ سکان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چرکی
čerki کثیف (لقب)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
بدن
چرم
Cherm آب بینی
«چرم بینی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِرِه کَرد
čere kærd فریاد زد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چسبوک
časbūk بوتهٔ صحرایی کوچک با برگ پرزدار و مقاوم به گرما
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چُست
čost بلند (بلند کردن)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چسچوس
časčus نوعی ماهی بسیار کوچک که بهجای طعمۀ قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چسیف
česif عمل خشک کردن ماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چش
یا چیش چشم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چش ترکوندن
češ-terkonden باز شدن چشم نوزاد یا حیوانات بعد از تولد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چشترکی
یا چشمترکون اسپند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چشم پراهون
چشمی بزرگ برقع عربی
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چشم ماهی
نقش زری شبیه چشم ماهی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چشمبند
کادر نقطهدار آبی و سفید در برقع
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چشموم
چشمانم
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چغوک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چفیه
یا کوفیه پارچه سر مردان
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
