پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه چک čok چقدر، گوش حساس و تیز، پسر «šo čok=om heš» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه چک و چوک بچه‌ها، همه بچه‌ها هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چک‌چکو čakčaku آیین محرم با کوبیدن دو تکه تخته «yâdeten mâh e moharam čakčaku» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا چکر Chakr لجن «چکر در حوض» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه چکرندن čokor-on-d خراشاندن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَکو چَکو chakoo chakoo خیس خیس تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَکو چوکوم تو فِکرومِن فِکر اَکِردوم čak-o čük-um tü fekr-um-en fekr akerdum خانواده‌ام در یاد (ذهن) من هستند. همیشه به آنها فکر می‌کنم «čak-o čük-um tü fekr-um-en fekr akerdum» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چکو میگ بچه‌میگو (لارو خشک‌شده میگو) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته جانوران چکور Chakur پرنده‌ای به اندازه بلدرچین، پرنده ای که به زمین چسبد «چکور مخفی» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه چکوندن čeka kærdæn / čekundæn از دست دادن توازن تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه چل نوعی روش قدیمی صید ماهی و میگو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته باور و آیین چل بر Chel Bar نوعی دعا با گره زدن موی حیوانات برای بیمار، دعای پیچ و گره «چل بر بستن» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته جانوران چل بیم Chel Bim کسی که مدت زیادی زیر آب نفس نگه می‌دارد، نوعی پرنده دریایی، نوعی مرغ دریایی سیاه شبیه اردک «چل بیم زیر آب می‌رود» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چل پا čel pâ چهل‌پا، لقب افراد زرنگ و پرکار تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه چل روز čel ruz چهلم هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت چلاندن Chalandan ویران کردن «چلاندن خانه» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه چلپ člpæ تخته محکمی است در عرشه لنج که «سینه» را به دو قسمت تقسیم می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلچلوک čælčæluk موج کم و ملایم تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلزن čel-zan زن بسیار کوتاهقد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته خوراک چلسمه chelesma تنقلات، خوراکی‌های آجیلی «چلسمه برای میهمان آماده کن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت چلغوس Cheleghos سیاه و کثیف و بدریخت «چلغوس لباس» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه چلمرد čel-mard مرد بسیار کوتاهقد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلوو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلّی čell-i کثیف تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته بدن چِم Chim یا چه، چهن چشم «چِم بیدار» تأییدشده · ۱۱ منبع بندرعباسیقشمی +۴ هنوز رأی نگرفته متفرقه چم بو čam-bō چرا؟ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه چم زیلک čehm zilak موجود اسطوره‌ای با چشمان ترسناک و موی سرخ تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه چم کره čəm keræ چند بار تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه چمبر čombor یا چنبر، چمپری دستبند، النگوی کپکی، دستبند طلای پهن و قبه‌دار بزرگ تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه چمپلک čæmpolæk جرثقیل دستی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.