واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
خرشه
xarše نوعی ماهیگیری با قلاب است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرکو
طوطیماهی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
خرگ
Kharg نوعی درخت پهنبرگ با شیره دارویی، استبرق، درخت شیرهدار
«خرگ برای دندان»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرگزگ
xargazag گیاهی با برگ پهن که در حاشیهٔ درهها و کوهها میروید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرم
xerm آب بینی، خوشحال
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرما لباشته
خرمای مالیده و بیهسته
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خروک
xaruk حشرهای ریز که باعث فساد خرما میشود
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خِری
xeri گلوبند
«zarā xeriye to eŝ-ni-ge»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خزوک
Khazuok نوعی سوسک صحرایی، سرگینغلطان، نوعی سوسک خرطومدار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
خزیک
Khazik نوعی سوسک صحرایی، سوسک صحرایی
«خزیک توی شن پنهان میشه»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خس
xas کاهو
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خساک
xassāg ماهی مر کب، مرکبماهی یا ماهی مرکب که شبیه هشتپا یا اختاپوس است
تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسب
xasab گونهای نخل دیررس و نادر با خارک قرمز
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَستَه بُدی
xasta bodi خسته شدید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسته بودِن
xasta booden خسته شده است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
خسرق
پدرشوهر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسرگ
پدرزن
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسو
مادرزن
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشارَه
یا خَشالَه کشیده شدن چیزی روی زمین
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
خوراک
خشال
Kheshal نوعی خرمای زرد، خرمایی زرد رنگ
«خشال رطب خوبه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشتَر بود
عیادت (آنچه به جای «عیادت» هنگام دیدار بیمار گفته میشد)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشخور
xašxwar گونهای نخل میانرس با میوهٔ زردرنگ و مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشِش
خوبی
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشکردن
xeš kerden با سختی و فشار لنج یا قایقی را در بین لنجها و قایقهای دیگر جایدادن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشن
xošan نوعی مروارید درشت و درخشان که از نظر قیمت درجهدوم است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
خشه
Khasha هیزم، چوب خشک
«خشه برای آتش جمع کن»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُصومه
زیور بینی مانند پتری در سمت چپ بینی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط بری
xætt-e bærri خط شمالی مسیر عبور کشتیهای بزرگ در تنگة هرمز
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط شوهین
xætt-e šohin خط تراز کشتی یا لنج که پس از بارگیری
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط میونه
xætt-e miyune ح د فاصل بین خط کشتی اول و دوم را گویند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
