واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
خطافی
xattāfi پروانهماهی سهنواری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خفتن
xāften خوابیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُگِه
خواهر کوچکتر
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
خل پنک
Khol Ponak یا خلپنک فشار دادن گلو، کتک زدن، تنبیه بدنی
«خل پنک میخورد»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خِل تاس
khel tas خفه
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلا
xalā مدفوع
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلادونی
xalā-doni مستراح
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلق
xolq گلو، حلق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
خُلک
Khulk خلق، گلو، ستون هوایی
«خُلکام خشک شده است.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلو
xəlu دایی
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلّوطه
xalluta یا خلاطه آبمیوهگیری
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خله
xəlæ خاله
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خماس
xæmmas چوبی در لنج که برای تعیین مسیر باد به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خمسیو
لاکپشت
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
خمل
xamal یا خلال خرمای کال، خرمای سبز نارس، خرمای کال و سبز
«خمل نرسیده»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُمَه
خمره
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خن
xæn پایینترین قسمت درون قایق، انبار لنج، بخش زیرین سطح لنج که در «سینه»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنان
xannān گربهماهی خاکی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنج
xenj پنجول، پنجه، ناخن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خندغ
زنانی که همسایهها را به عروسی دعوت میکنند، خنده
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خندوگ
xəndug کوچه
«xəndugu qebribe»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنزیره
xænziræ پمپ تخلیه آب در لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُنگ
xoŋ سطح مدور چوبی برای پهن کردن آرد خمیر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنو
شق، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنوو
xænovo خانه
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنه
xoney; xona خانه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنیث
xanis آدم شرور و بدجنس (تکیهکلام جوانان)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنیزی
xanizi گونهای نخل میانرس با خارک قرمز و خرمای مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
خو
xo / xü خواب، خوابیدن، خود
«me xod-um i kār akunum»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیخمیری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خوار بُدِش
xârbodeš گرفتار شدی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
