واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
داسه زیر
لبه پایینی بادبان
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داک
fene / dak قسمت مسطحی که در عقب و جلوی لنج واقع شده است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داکا
dākā فعل کمکی ماضی و مضارع ملموس (داشتن)
«dākā hamom ŝake ke ow qa:t bu»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دال
نوعی مرغ دریایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دال دالی
نقش زری شبیه حرف دال
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دالاتی
نوعی نوار تزیینی دامن (پیراهن بستکی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دالون
dālun راهرو
«مَ تَمرَ هُندم، تا دم دالون»
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دام
dam رسیدن سر دو تخته به هم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داماهی
موجود بزرگ دریایی که ملاحان را از گرداب نجات میدهد
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامبا
مادربزرگ (مادرِ پدر)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامر
damær نوعی شیره گیاهی که زردرنگ است، آن را ذوب میکنند و به پنبه میمالند، پنبه آغشته را به دور میخها میپیچند تا آب از کنار میخها به درون لنج نفوذ نکند
تأییدشده · ۳ منبع لارکیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامرد
damerd محلول داغی که برای سفتکاری به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامن
گوشه عقب بادبان
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامو
خاله
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامول
مترسک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامون
عمه، خاله
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دانخالِه
مادربزرگ (مادرِ مادر)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داوات
dávát یا داوت (dávat) جشن عروسی، دعوت (نام مراسم شب سوم عروسی)
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهن
dahen تعمیر لنج، برای محافظت چوبهای لنج از آفات دریایی، روغن حیوانات دریایی مانند کوسه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهن پاشنه
dahen pašne سیفهکاری قسمت تحتانی لنج (از آبخور تا بیس)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهن سیفه
dahen sife سیفهکاری قسمت فوقانی لنج (از آبخور تا مصاب)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
داهیر
خارو
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دب
deb موجود افسانهای طبیعت که در تاریکی به آدم حمله میکند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبان
بچه هوور
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبر
dæbber حرکت لنج یا قایق در جهت حرکت باد یا موج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
دبرار
عقاب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُبرَک شُمَدِه
هلش نده
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبری
dæbberi لنجی که هنگام موج زیاد پهلوبهپهلو میشود، که در این صورت کنترل آن سخت است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبله
debla انگشتر نامزدی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دبوسه
dæbbusæ اتاقی در کنار «کِوِن»، keven، که مواد غذایی در آنجا نگهداری میشود
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
