پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه دریایی ارزیاب ærz-yab نمایندة گمرک که ارزش کالا را مشخص می‌کند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دریم deraym بوته‌ای دارویی برای درمان ورم و درد مفاصل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه دز duz دزد تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دَزدَرَه از روش‌ها، سازه‌های سنتی آبیاری درختان و نخلستان‌ها هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه دزدی پنهانی (حنای دو روز اول) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه دزیدن doz-id-en دزدیدن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه دس دست هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دست بههو dast-bahow دستشویی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دستُ خو اَگَ بَه عسل بُکُنُم، تُو لُوْوش بُکُنُم، کَکُم اَگِرت dasto-xo-aga-ba-asal-bokonom-tú-loweš-bokonom-kakom-ageret اگر دستم را آغشته به عسل کنم و در دهانش بگذارم، بازهم گازم می‌گیرد هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته پوشاک دستار Dastaar روسری، پوشش سر از پارچهٔ گران‌قیمت با لبهٔ زری‌دوزی‌شده «دستار سفید» تأییدشده · ۳ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه دستک سمت پیچیده‌شدهٔ چادر دور گردن تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دستُنِت dastonet دست‌هایت تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دستور تیر بلند افقی که گوش جیب را به آن می‌بندند هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه دسو dasso دسته تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه دش deš دست «deš čəp» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه دشتی چه ادونت از حال کشتی Dasti-ce-adunt-az-hale-kasti صحرانشین از حال کشتی چه می‌داند تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه دشداشه پیراهن سفید بلند مردانه هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه دفره dæfræ لاستیک یا بسته‌های طناب به هم بافته‌شده که به بدنه لنج می‌بندند تا هنگام قرارگرفتن کنار اسکله یا لنج دیگر، …، ضربهگیر تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دفره‌کردن dæfre kerden جدا‌شدن لنج از اسکله یا لنج دیگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دقمه docmah کلید وسایل برقی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه دک dek عصبانی، عرشة شناورهای فلزی، دختر تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه دکال dekāl سالهایی که مقدار محار کم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دکس دلفین تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه دک‌کو دوخت متصل‌کنندهٔ سرک و پشت‌گر تأییدشده · ۱ منبع جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه دَکو dæko بزغالهٔ نر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه دکّوس dacûs یا الدقوس سس گوجه‌فرنگی تند تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه دکون dokôŋ سکو هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه دگر dak / daker / dægær تعمیرگاه کشتی و لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دِگه dega دیگر تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دل del قلب، در، داخل تأییدشده · ۲ منبع مینابیبشاگردی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.