واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
رازغی
گل رازقی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راست
rāst ستاک حال «فرستادن»
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راش
raš هجوم آب دریا به داخل قایق، آبی که در اثر برخورد لنج یا قایق با امواج دریا به درون لنج یا قایق میریزد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راشگو
نوعی ماهی ساحلی لذیذ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راگه
ragæ راه یا مسیری که در اثر جزر آب در کنار ساحل به وجود میآید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
راگی
ragi لنگر برگرفتن لنج، شناورشدن لنج، شناور شدن مجدد و از گل در آمدن شناور پس از لاحم شدن
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رُاو
ردیف
«واشه چند رُاو غیر بخونه ! خش نخوندنن خُ»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ربش
rebš چوبی که در قسمت انتهایی پاشنة لنج صیادی قرار دارد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رَت
rat خون
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رتستن
ratesten مصدرِ ساخت ماضی نقلیِ رفتن
«Ošo čan sālen ke az iha ratesten»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رتنی
ratni مرواریدی سرخفام که از نظر ارزش درجهدوم است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رتی
reti واحد اندازهگیری مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رحمت
آب باران
هنوز بررسی نشده جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رختن
rexten ریختن، پاشیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رَدبُدو
radbod-o عبور کردن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رُر
ror بچه (فرزند)
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رریه
rorije بره
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
رزوک
گیلاس وحشی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رزیف
razif گروهی از کارکنان لنج که وظیفهشان پارو کشیدن است، مراسم رقص با خیزران در عروسیها و عیدها
تأییدشده · ۲ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رزیفخونی
rezif-xuni خواندن ترانهها و اشعار محلی در هنگام صید
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رزیم
rezim عمل نیمهخشک کردن ماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رژگو
موش خرما، سمور
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
رژگوک
یا رجگوک راسو
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رِس
res رسیدن، خورشید، آفتاب
تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رستادن
rest-ād-en فرستادن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رسته
restæ پارو، خیابان
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رسدو
rasedo رسیدن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
رسمون
Rasmon ریسمان
«رسمون محکم»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رسنده
رساندن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
رشمن
Reshmon نخ خیاطی، نخ، ریسمان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
