واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
سهن
sahn بشقاب
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهیل
باد خنک تابستانی از دریا (از اول شهریور)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهیلی
soheyli بادی که جهت وزش آن از جنوب شرقی تا جنوب باشد، باد سهیلی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سی
si یا غلگ سی روز سیام در شمارش تقویم دریایی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیا
siyâ سیاهپوست
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاح
روح سرگردان (ارواح مردگان ناگهانی)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاف
sayyāf نوعی کوسهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاه
سرخوی قهوهای، سرخو صبیتی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاه چرک
siyah čerak موجود خیالی شبیه گوریل در باغها
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاهِن
seeyaahen سیاه است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاهین انگور
انگور سیاه
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیب
seyb کسی که به غواص در هنگام پایین رفتن و بالا آمدن کمک میکند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیباوبار
سیبها
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیحر
siher یا سی هِر، سیهر جادوگر، موجود افسانهای: زن پنجاهساله با بینی پهن و روبند و تک، موجود افسانهای جادوگر و ساحر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیخ
six بخشی از پیش (برگ نخل) میان لت و مهر که باز نمیشود و سوزنی و نوکتیز است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیخور
sixür تشی، جوجهتیغی، خارپشت تیرانداز
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیدات
čeraγ-e seyd / seydat همان چراغ راه است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیده
sidæ یا سیدا مسیر راست و مستقیم، مستقیم
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیر
sir شور
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
سیس
sis پوشش توری دور تنه نخل، الیاف بین شاخههای نخل، پوشش دور کنده نخل
«سیس نخل»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیس مغ
sise moq الیاف توریمانند درخت خرما
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیف
seyf نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفه
sifæ روغن جگر کوسه که برای آببندی به بدنه جهاز میمالند، روغن کوسه، روغن (جگر) کوسه
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفهکاری
sife-kari لایهاندود کردن قسمت فوقانی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفی
sifi نوعی کرم که بهجای طعمه برای صید ماهی با قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
سیکَ
Sika جعبه چوبی آویزان برای نان
«سیکَ نان»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سِیکَل
seykal دوچرخه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیکه
تخته آویز از سقف برای وسایل آشپزی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
سیلک
Silk نوعی نان، سبدی از خانوادهٔ سربنی ولی بلندتر که سرش با دو رشتهٔ مویی به تنه وصل است
«سیلک خوشمزه است»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیمُن
seemon سیمان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
