واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
عمره
amrah صدف مروارید کوچک که به اندازة دانۀ برنج است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
عَمی
amu یا عامو، اومو برادر پدر یا مادر، عمو، برادر پدر
«عموی من پزشک است.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
خانواده
عَمی - عامو
Ami - Āmu عمو، برادر پدر
«عامو محمد مرا به شکار دعوت کرد.»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
خانواده
عَمی - عامو
Ami - Āmu یا عَمی - عامو عمو، برادر پدر
«عامو محمد مرا به شکار دعوت کرد.»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
جانوران
عنز
Anz بز ماده
«عنز شیری»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عنفلوس
anfolus نوعی ماهی جش با اندامی بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عنفوز
anfuz ماهی هاماد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عنکاسه
ankāse قطعات کوچک ماهی مرکب که برای صید با قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عنگد
angad شانگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عومو
ʼowmû عمو
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عومه
ume ساردین
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عیسرین
eyserin نوعی صدف که مروارید آن گرانبها و قیمتی است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
باور و آیین
عیش
Aish عروسی
«عیش قشنگ بود»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غادوف
γaduf نوعی پاروی یک نفره
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غازی
γāzi سکههایی که دور لچک (کلاه زنان) میدوختند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غالی
قالی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غایه
ghaye وقت، موقع
در حال بررسی بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غایَه ی هیشِن
موقع عروسی است
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غبر
بخار آب، غبار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غبه
γobbæ قعر دریا، فاصله گرفتن از خشکی یا ساحل
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
غت غت
Ghatt Ghatt زیر لبی دعوا کردن، زیرلبی دعوا
«غت غت میکنه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غتره
getra یا الغترة شال مردانهٔ عربی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غذائون
غذاها
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غراب
γorab کشتی، کشتی فلزی، کشتی بخار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
غراب بالی
Gharab Bali هواپیما
«غراب بالی پرواز»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غراب جندون (غراب شیطان)
کشتی مرموزی که گفته میشود گاه در طوفان با چراغهای نورانی ظاهر میشود و برخی ناخدایان مدعی دیدن آن هستند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غراب جنی
qorâb jenni یا غراب شیطان کشتی جنها، غراب شیطان، کشتی پرنور جنها در دریا
تأییدشده · ۳ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غراب رو
مسیر کشتیرانی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غرابی
Jarābi سفرهماهی کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غرافه
γærafæ پارو
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
