واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
کرش (قرش) چه بدنت کدر (قدر) هو و نمک
koroš če bodont kadre how -o- nemek هر کسی ارزش چیزها را نمیداند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کرشک
Karshak چرک چشم، چرکی چشم
«کرشک چشم»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرض
karz قرض، بدهی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرغ
kerγ عضو داخلی آلت زنانه، چوچوله
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کرفه
Karfa وسیله جابهجایی خشت، نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
«کرفه برای خشت»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کرک
karek درختچهای با برگ بزرگ و میوهٔ لوبیامانند با الیاف ابریشمی، گردن، شاخه کوتاه بریدهشده
«ya čizi mesle karek / mesle âfat e zarek»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کرکاند
Karkaand خاراندن بدن
«کرکاند میکنه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرکرچی
karkarči غضروف
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرکو
خیار چنبر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرکوک
سوسک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
کرگوشک
خرگوش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کرگین
Kargin کلبه زمستانی، نوعی خانه با سقف چوب و برگ نخل، سرپناهی از شاخ و برگ نخل
«کرگین خانه قدیم»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کرن
Karan باران شدید، سیل، جرثقیل
«کرن بارندگی»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کرنگ
careng کال و نارس، کال، نارس
«میوه کرنگه»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروا
korva چوبی است منحنیشکل در عقب لنج که یک سر آن به «بیست» و سر دیگر آن به «میل» وصل است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروبوت
kurubot شناوری معمولا فلزی که برای حمل نفرات استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروس
Kurus یا کروسک، خورو خروس
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرون
karōn کدام
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروه
kerve زانوی افقی جلوی فنة سینه است، جای قرار گرفتن پروانه یا پنکة لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کری پا
Kari Pa النگوی مچ پا، النگو برای مچ پا
«کری پا طلایی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کري تواکنم که سگ شه هيخ دوو نکرده بي
Kari tavākonem ke sag ša hix-e dov nekerd bi کاری به سرت درمیآورم که سگ به مشک دوغ نکرده باشد
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کریا
korya شاسی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
كريزخ
ماهي طلايي
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کریزغ
سرخو معمولی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرینگ
kerein / kereing جرثقیل کشتی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُزُرُ
kᴐzᴐrᴐ مرد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُزُرَنُ
kᴐzᴐranᴐ مردانه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کزوک
kazuk سوسک سیاه
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کسر
kaser نوعی ساز کوبهای، نوعی دهل کوچکتر از دهل اصلی، نوعی دهل در مجلس زار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کسوان
kasvān نوعی سفرهماهی کوچک، سنگسر ششخط
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
